👈 فروشگاه فایل 👉

پایان نامه اصول و فن نگارش فارسی

ارتباط با ما

... دانلود ...

پایان نامه اصول و فن نگارش فارسی

پایان نامه اصول و فن نگارش فارسی

پایان نامه اصول و فن نگارش فارسی

 

قسمتی از متن:

 نویسندگی

 

      برای نویسندگی باید در انسان سه شرط فراهم شود: 1- اینكه تصمیم قاطع و جدی بگیرد و بپذیرد كه نویسندگی هم فنی است مانند فنون دیگر كه قابل یادگیری می باشد. 2- اعتماد به نفس لازم را فراهم كردن به منظور یادگیری مهارت نویسندگی. 3- اوقات خاصی را برای مطالعه ونوشتن اختصاصی دادن. پر واضح است كه در این صورت انسان مقدمات كار نویسندگی را برای خود فراهم كرده است.

 

 

 

ارتباط خواندن ونوشتن

 

      طبیعی است كه اگر انسان سخنی برای گفتن نداشته باشد، نمی تواند چیزی بگوید كه مخاطب از آن بهره مند گردد، و برعكس، انسان اگرذهنی پربار و انباشته از نكات علمی، اخلاقی، انسانی، تاریخی و… داشته باشد، خود به خود زمینه بروز و گفتار آن فراهم می آید و انسان در این مرحله است كه ضرورت گفتن ونوشتن را تشخیص می دهد. باید اعتراف كنیم كه در خواندن یك متن یا نوشته حداقل دو مرحله برای نویسندگی پیموده ایم: مرحله نخست اینكه نكات علمی موجود در آن نوشته را می آموزیم مرحله دوم اینكه می آموزیم كه چگونه نویسنده متن مذكور توانسته است برای بیان مقصود و منظور خود، واژگان را برگزیند و معانی و مفهوم ایجاد شده درذهن خودش را در قالب كلمات و جمله‌هایمناسب بریزد و به شنوده منتقل نماید. به همین دلیل است كه باید گفت یك نویسندة خوب، یك خواننده خوب است و كسی كه بتواند یك نشوته ای را خوب بخواند و با تمام زوایای مطرح شده در آن ارتباط برقرار كند و همراه شود، توانسته است مهارت نویسندگی را بیاموزد و با تمرین وممارست وكسب تجربه در نوشتن، نویسنده ماهری بشود.

 

 

 

چرا نوشتن از گفتن دشوارتر است؟

 

       انسانها گمان می كنند كه چون زبان فارسی زبان مادری شان است و با آن آشنا هستند نیازی به آموختن آن ندارند، در حالیكه این گمانی باطل و بیهوده است! زبان – هر چند هم زبان مادری انسان باشد – دستگاهی است پیچیده كه برای فهم مقصود و منظور گوینده به آن زبان، آشنایی با آن پیچیدگی های موجود ، لازم و ضروری است. بهترین دلیل این مدعا هم این است كه اصولاً نوشتن ازگفتن بسیار مشكل تر است. وقتی انسان سخن می گوید به دلیل اینكه شنونده در روبروی انسان قرار دارد می تواند با لحن كلام و تغییرات لازم ، معنا و مفهوم مورد نظر را به او بفهماند، گاهی كلمات را شكسته ادا كند گاهی كلمات را با تغییر لحن كلام درمعنی خاص خود بكار برد، در حالی كه در نوشتن اینگونه نیست. اولاً در نوشتن ما تصمیم می گیریم كه نوشته خود را ماندگار كنیم و بوسیله خط و كتابت آنرا به انسانهایی كه اكنون جلو چشم ما حاضر نیستند ، برسانیم، پس لازم می آید كه كلمات به گونه ای انتخاب شوند كه نظم فكری و كلامی افزونتری داشته باشند. ثانیاً چون هنگام نوشتن، مخاطب ما افراد مختلف- با سطح فكرهای مختلف- می باشند این است كه باید در هنگام نوشتن مقصود طوری بیان شود كه مبهم نباشد و كلمات در معانی صحیح و درست خود بكار روند و كلمات در اجزای مخصوص جمله هر كدام در جای مخصوص خود قرار بگیرند تا فهم مطالب را دشوار نسازند.

 

 

 

نویسنده خوب كیست؟

 

      هر چند نمی توان برای همه نویسندگان ویژگیهایی مشخص و یكسان برشمرد اما در مجموع می‌توان گفت نویسنده خوب كسی است كه دردی و انگیزه ای برای گفتن دارد و هدفی عالی و فوق‌العاده را جستجو می كند و هیچ وقت از جاده حق دور نمی شود و قلم نویسندگی و شخصیت عملی خودش را به چیزهای بی ارزش دنیایی نمی فروشد و خواسته های فردی و شخصی را به منافع عمومی ترجیح نمی دهد. با ادبیات ملی آشنایی دارد، خلاقیت و نوآوری دارد، واقع بین است، حداقل با یك یا دو زبان خارجی آشنایی دارد، از همه مهمتر وجدان انسانی و علمی خود را همیشه مدنظر قرار می دهد و از موضوع كاملاً اطلاع دارد آگاه است.

 

 

 

چه كار كنیم تا نویسنده خوبی شویم؟

 

      بسیاری از صاحب نظران معتقدند كه فن نویسندگی از جمله فنون ومهارتهایی است كه بعد از آشنایی با رموز و دقایق ونكات باریك آن به آغاز راه رسیده ایم به این معنی كه تنها با آموختن و یادگیری و به خاطر سپردن قوانین نویسندگی نمی توان نویسنده خوبی شد، بلكه این فن مثل رانندگی و شنا تمرین و ممارست عملی را نیازمند است! دقت داشته باشیم كه نویسنده شدن غیر از نوشتن است مثلاً هر انسانی ممكن است در جیبش كمی پول داشته باشد اما به صرف داشتن این پول، ما نمی توانیم او را پولدار بنامیم، پول دارد اما ما نمی توانیم به او پولدار بگوئیم! پس معلوم می شود كه پول داشتن غیراز پولدار بودن است، پس با این حساب نویسندگی هم غیر از نوشتن چیزی است. یك نفر ممكن است دهها جلد كتاب بنویسد مثلاً درباره تاریخ، فسلفه، طب، نجوم، ریاضی و … ما به چنین شخصی ممكن است مورخ، فیلسوف، پزشك، منجم، ریاضی دان و… بگوییم، اما هرگز به او نویسنده نمی گوئیم، پس معلوم می شود نویسندگی غیر از نوشتن چیزی است. عكس این مطلب هم صادق است یعنی ممكن است یك نفر حتی یك جلد كتاب بنویسد اما به محض نوشتن همان یك جلد كتاب، نه تنها به او نویسنده می گوئیم بلكه ممكن است او رابه عنوان یكی از بینیانگذاران روش خاص نویسندگی خطاب كنیم مثلاً محمد علی جمالزاده – پدر قصه نویسی معاصرزبان فارسی- با نوشتن كتاب «یكی بود یكی نبود»- كه تشكیل یافته از چند داستان- نه تنها عنوان نویسنده موفق به خود گرفت ، بلكه روشی را در نویسندگی بنیان نهاد كه دهها كتاب به پیروی از آن روش نوشته شد و به همین دلیل ما محمد علی جمالزاده را هر چند كه آثار دیگرش را هم نمی نوشت و چاپ نمی كرد- به صرف نوشتن همین یك اثر به عنوان یكی از پیامبران نویسندگی معاصر خطاب می كردیم. 

 

برای اینكه نویسنده خوبی شدیم باید همانطور كه قبلاً‌ گفتیم غیر از خواندن ومطالعه- كه اولین قدم برای نویسندگی است- به تمرین نویسندگی مشغول شدیم و با آموختن رموز و فنون آن، در آن استعداد و نبوغ خودمان را كشف كنیم و پرورش  بدهیم.البته لازم به ذكر است كه مرحله را بپمائیم تا برسیم به مرحله نهائی نویسندگی : 1- تعیین هدف و مقصود 2- تعیین موضوع 3- تفكر و اندیشیدن درباره موضوع 4- تعیین منابع و مآخذ 5- طرح نگارش.

 

منظور از طرح نگارش این است كه نقشه و برنامه ای برای رسیدن به هدف و مقصود خودمان در نویسندگی داشته باشیم. مثلاً همانطور كه یك معمار برای ساختن یك ساختمان، نخست تصمیم می گیرد كه مثلاً این ساختمان چند طبقه باشد، هر طبقه چند اتاق، دو اتاق چند پنجره با هر پنجره چند شیشه و بعد همه این هدفها را با طراحی و نقشه كشی بر روی كاغذ، مشخص می كند و بعد با اجراء یك به یك آنها سرانجام به اهداف موردنظر خودش می رسد، نویسندة خوب و موفق هم باید در نویسندگی دقیقاً همین كار را انجام دهد تا به مقصود نهایی نایل آید.

 

 

 

ویژگیهای یك نوشته خوب

 

      همانطور كه قبلاً گفتیم نویسندگی علم نیست ، زیرا اگر چنین می بود قاعدتاً می بایست بهترین دانشمندان بهترین نویسندگان می بودند، در حالی كه اصلاً اینگونه نیست، چه بسیار انسانهایی كه مطالب علمی زیادی مطرح می كنند در كتابها و مقالاتشان می نویسند اما عنوان نویسنده بودن به آنها داده نمی شود، اینكه نویسندگی عبارتست از اینكه آنچه را كه می دانیم با دیگران در میان بنهیم به گونه ای كه فضیلت و شایستگی انسانی مدنظر باشد آنهم با لحنی و سخنی كه مخاطب را خوش آید و بر سرذوق آورد! به دیگر سخن در نویسندگی سعی می كنیم مخاطب و خواننده را تشویق كنیم به كسب فضایل انسانی آنهم بازبان و كلامی ذوق نواز.

 

      طبیعی است  كه هر نوشته ای هم این ویژگی را رعایت كرده باشد می تواند عنوان «نوشته خوب» به خود اختصاص دهد. لازمه این كار هم رعایت چندشرط است. یكی اینكه از نظر محتوا و موضوع غنی باشد دیگر اینكه از نظر لفظ و كلام كاملاً بدرخشد.

 

 

 

نوشته خوب از نظر محتوا و موضوع

 

      نوشته خوب از نظر محتوا وموضوع لازم است كه قبل از هر چیز، پاسخگوی نیازهای روحی و معنوی وعاطفی انسانی باشد. حس كنجكاوی واندیشه وتفكر را در آنها تقویت نماید، روح انسان دوستی، میهن دوستی و احساس مسئولیت در برابر همنوعان را در مخاطب و خواننده بدمد، كامهای ناكام ماندة یك ملت را مدنظر قرار دهد و گوشزد نماید، روح آزادگی و سرافرازی انسان و انسانیت را در شناخت خیر و شر و دفع بدیها و جذب خوبیها زنده نگه دارد. انسانی را با مطالعه و خواندن آثار دیگران و نتایج تفكر و تعقل در امور زندگی ، آشنا سازد و بدینوسیله آنها را در تعیین خط  مشی آینده زندگی شان یاری رساند تا بتوانند به سوی خیر و سعادت و كمال گام بردارند.

 

 

 

نوشته خوب از نظر لفظ و كلام

 

      در این قسمت از نوشته رعیات چند اصل لازم است، مخصوصاً كه اگر وقت داشته باشیم در نویسندگی با رعایت نكات ذوق نواز و طنین كلام می توانیم بر موسیقی كلام و مرز یكسال بودن سخن بیفزائیم و بدین وسیله خواننده را هر چه بیشتر تشویق نمائیم تا اثرها را بخواند. این چند اصل عبارتند از : خوانابودن خط، نظم و ترتیب منطقی از نوشته، رعایت قوانین نشانه‌گذاری، رعایت نكات دستوری، داشتن رسم الخط درست، پرهیز از انتخاب واژه های دشوار وغیر قابل فهم، استفاده بجا و معقول از آرایه های ادبی، رعایت ساده نویسی و توجه به ادراك و فهم مخاطب و رعایت حال او، رعایت عفت قلم و دور بودن از حب وبغض های شخصی.

 

 

 

مقاله نویسی

 

      مقاله نویسی نیز یكی از ره آوردهای پیدا شدن صنعت چاپ ونشر در ایران است.از آن زمان تا وقوع جنگ جهانی آرم موضوع اكثر مقاله ها مسائل علمی، دینی، ادبی بود اما به وقوع جنگ جهانی كه تغییراتی وسیع در سطح كشور ها و ممالك مختلف دنیا ایجاد شد، مسائل و مباحث تازه ای را در زندگی انسانی مطرح كرد و به دنبال این تحول، موضوع مقالات گسترده تر شد و به دامنه سیاست واقتصاد – و از همه مهمتر- جامعه نیز كشیده شد. به همین دلیل مشكلات جوامع بشری و انتقاد از حكومت و دفاع از آزادی های فردی و سیاسی جامعه، موضوع مقالات قرار گرفت. مردم نیز از آن تاریخ به بعد انتظار دارند كه مقالاتی به روزنامه ها ارسال شوند كه در جامعه و مشكلات آنها را مطرح نمایند تا آرمانهای مردم را گوشزد كنند و به منظور بالا بردن سطح اطلاعات جامعه و ترقی بینش و آگاهی مردم ، بكوشند.

 

      موضوع مقاله معمولاً هنگام پرداختن به مطلب خودنمایی می كند. به این معنی كه وقتی یك نویسنده ای تصمیم می گیرد كه مقاله ای را بنویسد، حتما دردی و نیازی احساس كرده است كه ضمن بررسی آن در دو نیاز موضوع اصلی پیدایش آن یا راه حل آن پی می برد و همان می شود موضوع مقاله. هر مقاله باید ضمن تكیه بر واقعیان جامعه و بررسی علل و مشكلات موجود ، راه حل های منطقی و صحیح پیشنهاد نماید، والا آن مقاله هیچ فایده ای نخواهد داشت. نوشتن مقاله ای كه پیشنهاد و راه حل ارائه ننماید، بطور قطع فایده ای هم نخواهد داشت.

 

 

 

انواع مقاله

 

      مقالات را با توجه به محتوی و مطالب آنها می توانیم به انواع مختلفی چون مقالات علمی ، اجتماعی ، تاریخی و ادبی و … تقسیم نمود كه به بررسی بعضی از آنها می پردازیم.

 

 

 

مقالات علمی

 

      در این گونه مقالات كه صرفاً بر پایه استدلال و واقعیات علمی نوشته می شوند، حدس وگمان آرزو و تخیل جایی ندارد، این گونه مقالات بر پایه آزمایش ، تجربه نوشته می شوند و در آنها آنچه به عنوان شاهد مثال نقل می شود زمانی قابل قبول است كه در مجامع علمی و جهانی پذیرفته شده باشد و از اصول مسلم باشد. پرواضح است كه دراین نوع مقالات آرایه های ادبی وصناعات كلامی جایی ندارد بلكه تعلق و استدلال از قضایا و مطالب بیان شده ، اصلی ترین نقش را بازی می كند.

 

 

 

مقالات اجتماعی

 

      در این گونه مقالات دامنه بحث فوق العاده گسترده است و زمینه های زیادی برای مطرح كردن وجود دارد، دلیلش هم این است كه در هر جامعه‌ای هزار مشكل و مطلب، قابل بحر مطرح می باشد. فلسفه تعلیم و تربیت، بیمایر های اخلاقی چون ریا، تظاهر و دروغ، مشكلات اعتیاد و بیكاری و وضع جوانان، دانشگاهها و دانشجویان، روابط خانوادگی و .. در این گونه مقالات ، لازم است كه اشاره كند وسرانجام راه حل یا راه حل هایی نیز ارائه نماید به گونه ای كه عملی باشند و دست یافتنی.

 

 

 

مقالات ادبی

 

      موضوع این نوع مقالات - همانطور كه از نامشان معلوم است-  ادب است، یعنی زیبایی دوستی كلام و اقناع حس زیبایی دوستی مخاطب یا خواننده از طریق زیبایی كلام وسخن- اینگونه مقالات به دو نوع قابل تقسیم هستند. یكی اینكه درباره بزرگان ادبی یك مملكت یا زبان تحقیق و مطالعه می نمایند و شخصیت ادبی و هنری آن فرد را مورد مطالعه و بررسی قرار می دهند ، پس واضح است كه در این نوع از مقالات تخیل و احساس چندان كاربردی ندارد. نوع دیگر اینكه یك نفر با دیدن منظره ای یا گل و گیاهی یا آسمان و ستاره ای احساسات و تخیلات خودش را بوسیله نوشتن مقاله به دیگران اعلام می نماید و به توصیف آن مناظر می پردازد.

 

 

 

ترجمه

 

      ترجمه بهترین ابزاری است كه جهت بیان فرهنگها، اندیشه ها، هنرها ، دانش ها، قصه ها و … از زبانی به زبان دیگر، از دیرباز در مملكت ایران هنر ترجمه مطرح بوده ، ایرانیان همیشه در این نهضت بزرگ علمی پیش قدم بوده اند.در ایران پیش از اسلام متونی چون كلیله ودمنه توسط برزویة دانشمند از متن سانسكریت به پهلوی ترجمه شد. همچنین با ظهور دین مقدس اسلام، ایرانیان به ترجمه آثار متعدی از زبان عربی به فارسی همت گماشتند كه از همه آنها مهمتر ترجمه كتاب ارزشمند تاریخ طبری به فارسی و كتاب كلیله و دمنه پهلوی به متن عربی بوده است.

 

با اختراع صنعت چاپ و انتشار، تأسیس مدرسه دارالفنون در ایران، آمد و رفت اروپائیان به ایران و آشنایی ایرانیان با آن زبانها توسط معملین مدرسه دارالفنون، نیز نهضت مقدس ترجمه آثار متعدد به زبان فارسی ، شروع شد و ایرانیان بدینوسیله آثار متعددی از زبانهای اروپایی – مخصوصاً  زبان فرانسه – به زبان فارسی ترجمه كردند، موجبات پویایی و درخشش آنرا فراهم كردند، اما متاسفانه بعد ها به دلیل اینكه افرادی به این مهم اقدام كردند كه لیاقت وشایستگی لازم را نداشتند، مكشلات و مسائلی بروز نمود كه چندان قابل انتظار نبود. همین مسئله باعث شد كه برای ترجمه شرایطی قایل شوند و یك مترجم با رعایت آنها بتواند به مقامهای عالی دست بیابد و توفیق روز افزون بدست آرد.

 

 

 

سه شرط و اصل مهم در ترجمه وجود دارد كه باید مورد توجه قرار گیرند:

 

1- تسلط كامل مترجم به هر دو زبان ، یك مترجم باید به هر دو زبان كاملاً‌ تسلط داشته باشد تا بتواند اولاً زبان مورد ترجمه را خوب بفهمد و با اصطلاحات آن كاملاًآشنا باشد به گونه ای كه به منظور و مقصودگوینده كاملاً پی ببرد، ثانیاً وقتی خواست آن مطلب را به زبان فارسی ترجمه كند بتواند كلمات و واژگانی ساده، همه كس فهم و آشنا برای همه فارسی زبانان، برگزیند و در انتقال مفاهیم دچار مشكل نشود.

 

2- رعایت امانت یك مترجم خوب باید ضمن رعایت امانت ماجرای علمی و انسانی خود را بكار اندازد و آنچه را كه گوینده اثر مدنظر داشته به زبان خودش ترجمه كند و هیچ گونه تحریف یا تغییری در آن ایجاد نكند، هر چند كه آن مطالب را نپسندد و مورد موافقت خودش نیابد؛ برای فهم مقصود و منظور گوینده هر جا كه لازم دانست، توضیحی اضافی و خارج از متن بیان نماید و آنرا در حاشیه یا پاورقی ذكر نماید و از هر نوع تسامح و سهل انگاری بپرهیزد.

 

3- سومین شرط ترجمه خوب این است كه مترجم ضمن رعایت دو شرط قبل، با زندگی نامه، آثار، افكار، اندیشه ها، پسندها وناپسندهای نویسندة متن آشنا باشد و مخصوصاً‌ شرایط اجتماعی و محیطی زندگی او را بشناسد و علت یا عللی را كه موجب گشته تا به خلق چنین اثری اقدام كند نیز مورد شناسایی قرار دهد.

 

لازم به ذكر است بدانیم كه ترجمه انواعی دارد: 1- ترجمه آزاد. 2- ترجمه منظوم . در ترجمة آزاد، مترجم خودش را مقید نمی‌داند به اینكه عیناً نوشته‌ای را لفظ به لفظ ترجمه كند، بلكه با دخل و تصرف در بخش و فصلهای آن، هر گونه دریافت یا برداشتی را كه از آن متن – بطور شخصی و فردی– یافته است به قلم می آورد. از ترجمه منظوم نیز بعضی از شاعران و ادیبان، اشعار و قطعه ها و آثاری را از شاعران ملل دیگر به شعر فارسی ترجمه می كنند.

 

 

 

 

 

 .در ادب فارسی چهار پیامبر نویسندگی مطرح می باشند كه عبارتند از جمالزاده، علی اكبر دهخدا،زین العابدین مراغه ای، و میرزا عبدالرحیم طالبوف برای  اطلاع بیشتر مراجعه شود به نویسندگی معاصر ایران به تالیف نگارنده

👇محصولات تصادفی👇

دانلود پاورپوینت مقدمه ای بر استراتژی و مفاهیم آن بورس فلزات (تحلیلی از بازار بورس فلزات تهران) مقاله ورزش از نظـر اسـلام گزارش کارآموزی پالایشگاه نفت تهران پروژه پایان نامه الگوریتمهای مسیریابی